|
|
|||
|
|
|
||
|
اشكي كه بيصداست فهرست اصلي دوسـتان نوشته هاي پيشين طراح قالب |
|
بخت...
-_- ♥ بــخــت ♥-_- به سرپوش زمین بنگر هزاران نقطه سوسو می زند اما اگر آن کهکشان از هم بپاشد بر زمین ریزد تو باور کن که یک قطره از آن باران رحمت زا به روی کلبه چوبین من هرگز نمی رقصد نمی غلطد و اما اگر یک تیر زهرالود در شامی سیاه و تار ناگه از کمان خود جدا گردد بسان مرغکی از کوچ برگشته به سوی سینه ام آید و حتی پیش از آنکه من به خود آیم درون سینه ام نالد که ای مرد جوان آغوش قلبت روی من بگشا که من از مردم خوشبخت میترسم
نوشته شده توسط چشم یخی و اشک یخی در شنبه دهم شهریور 1386 ساعت 22:12 موضوع: | لينک ثابت
|
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y A B 2 R R E Z A |
|||