|
|
|||
|
|
|
||
|
اشكي كه بيصداست فهرست اصلي دوسـتان نوشته هاي پيشين طراح قالب |
|
بهانه....
بهــــــــــانه از باغ میبرند چراغانیت کنند تا کاج جشنهای زمستانیت کنند پوشانده اند صبح تو راابرهای تار با این بهانه که بارانیت کنند یوسف به این رها شدن از خاک دل مبند این بار میبرند که زندانیت کنند ای گل گمان نکن به شب جشن میروی شاید به خاک مرده ای ارزانیت کنند یک نقطه بیش فرق بین رحیم و رجیم نیست از نقطه ای بترس که شیطانیت کنند آب طلب نکرده همیشه مراد نیست گاهی بهانه ایست که قربانیت کنند
نوشته شده توسط چشم یخی و اشک یخی در جمعه نوزدهم مرداد 1386 ساعت 16:30 موضوع: | لينک ثابت
|
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y A B 2 R R E Z A |
|||